سوشیانت موعود زرتشت
●سوشیانت موعود زرتشت:
▪ به وجود آمدن جهان آفرینش گیتی در دین زرتشت
سه هزاره ی اول) دوره مینوی یا روحانی
سه هزاره ی دوم) دوره گیتی یا مادی
سه هزاره ی سوم) دوره آلایش یا آمیزش ظلمت ونور
سه هزاره چهارم(دوره ظهور نجات بخشان ایزدی و پالایش گیتی از رنج و بیداد و ناپاکی
در آئین مزدیسنا طول جهان ۱۲۰۰۰ سال داشته شده که به ۴ دوره ی ۳ هزار سالی تقسیم گردیده است.
پیش از آن که اهورامزدا جهان مادی بیافریند ، عالم روحانی را که آن را عالم فروهر گویند ، آفرید .یعنی آن چه بایستی چهره ی مادی به خود بگیرد.از پیش صورت معنوی یا فروهر آن آفریده شده است واز روی صور عالم فروهر ترکیب جسمانی پذیرفته ، به جهان در آمدند . (۳۰۰۰ سال دوام عالم معنوی (
در هنگام ۳ هزار سال ، جهان مادی ، دوراز هرگونه گزند وآسیب به سر برد. ولی پس از گذشتن این روزگار اهریمن خروج کرده و آفرینش ناپاک خویش آلوده ساخت و جهان را دچار تیرگی و مرگ و جانوران زیان آور کرده و به تباه کردن مخلوقات ایزدی پرداخت. این دوره نیز ۳ هزار سال به طول انجامید تا آن که اهورا مزدا از برای نجات و رستگاری جهان زرتشت را به رسالت و پیامبری خویش بر گزید و او را راهنما و رهاننده ی جهان نادانی گردانید. این دوره ی ۳ هزار ساله دوره زرتشتی و زمان روحانیان پیامبران ایران شمرده می شود.
در آغاز هریک از این ۳ هزاره ی اخیر ، یک تن از رهانندگان سه گانه که هرسه ی آن ها از نطفه ی خود پیامبر دانسته شده اند، به فاصله ی یک هزار سال از یکدیگر پدیدار می شوند و قیامت برانگیخته و مردگان برخیزانند و جهان تازه سازند و آفرینش اهورامزدا را به کمال خواهند رساند.
▪معنای سوشیانت
سوشیانت در واژه به طور فراگیر به کسی گفته می شود که از وجودش به مخلوقات سود وبهروزی رسد و یا این که مردم را از نا توانی و خواری برهاند، خواه خواری، ظلم و ستم باشد یا ظلمت نادانی.
●زرتشت ، اوشیدر و اوشیدرماه و نسبت آنان با سوشیانس
در روایات آمده که زردشت ۳ بار با همسر خود«هووی» دختر فرشوشتر ، وزیر کی گشتاسب HVOVIنزدیکی می کند و هووی هر بار خود را در آب کیانسه (هامون) می شوید و نطفه های زردشت از طریق هووی وارد این آب می شود.
ایزدنریوسنگ آن نطفه ها را در اختیار می گیرد وبرای نگهداری به ایزدبانو« اردوی آناهیتا» می سپارد، تا زمان مناسب آن برسد وبا نطفه ی مادران فرزندان موعود بیامیزد.برای نگهداری از این نطفه ها ۹۹۹۹۹ فروهر مقدس گماشته می شود.
کلمه ی نریوسنگ که در اوستا« نئیریوسنگهه» آمده اسم خاص نرسی از آن برداشت شده است و ایزدی است که به پیامبری اهورامزدا گماشته شده است و در واقع پیک اهورامزدا است.
▪اوشیدر یا هوشیدر نخستین موعود
سی سال مانده به پایان سده ی دهم، از هزاره زردشت ، دوشیزه ای از پیروان دین ( زرتشتی ) به نام « نامیگ پد» که نسبش به زرتشت می رسد، در آب کیانسه می نشیند و از آن می خورد .نطفه زرتشت وارد بدن او می شود و وی اوشیدر یا هوشیدر را به دنیا می آورد.
چون اوشیدر به سی سالگی می رسد ، خورشید ده شبانه روز در اوج آسمان ، در همان جای که در آغاز آفرینش ، آفریده شده بود ، می ایستد و فرو نمی نشیند تا همه از ظهور او باخبر گردند.اوشیدر به مقام گفتگو با اورمزد می رسد و به برکت این کار ، سه سال برای گیاهان بهار مداوم خواهد بود.انواع گرگ ها در یک جا گرد می شوند و همه به صورت گرگ واحدی در می آیند ، دروج( دیو) چهارپایان نابود می شودو زهر این حیوان تا یک فرسنگ به زمین و گیاه می رسد وآن ها را می سوزاند.از آن دروج ، جهی به شکل ابر سیاه بیرون می آید و سپس وارد وجود مار می شود..
از رویدادهای مهم این دوره آمدن دیو مرکوس یا ملکوس است.این دیو در پایان هزاره ی اوشیدر سرما و بارانی سخت ایجاد می کند و سرانجام با نیایش بهدینان ، ملکوس نابود می شود.
▪ اوشیدرماه یا هوشیدر ماه دومین موعود
سی سال مانده به پایان هزاره اوشیدر ، دوشیزه بهدینی به نام « ده پد» که نسبش به زرتشت می رسد ، در آب کیانسه آب تنی می کند و از آن می خورد و نطفه زرتشت وارد بدن او می شود و اوشیدر ماه به دنیا می آید.
چون اوشیدر ماه به سی سالگی می رسد خورشید به مدت بیست شبانه روز در اوج آسمان می ایستد تا بهدینان بدانند که هزاره اوشیدر به پایان رسیده است.
به برکت گفتگوی اوشیدر ماه با اورمزد خوبی ها وخوشی ها ی فراوانی موجودات این سرزمین را در برخواهد گرفت.ماری بزرگ در این دوران به وجود خواهد آمد که دروج ماران و نماینده ی همه ی خزندگان آزار دهنده است.
در این هزاره ، ضحاک از بند فریدون آزاد می شود و فرمانروایی خود را از سر می گیرد. اورمزد همراه امشاسپندان به نزد روان فریدون می رود تا او را برای نابودی ضحاک برانگیزاند.روان فریدون از این کار احساس ناتوانی می کند .پس این ماموریت به عهده ی گرشاسب گذاشته می شود.کی خسرو گرشاسب را بیدار می کند و نهایتا او با تیری ، ضحاک را از بین
می برد.
▪ سوشیانت
سی سال مانده به پایان دهمین سده از هزاره اوشیدر ماه ، دوشیزه بهدین ۱۵ ساله ای از زرتشت به نام « گواگ پد » در آب کیانسه آب تنی می کند و از آن می نوشد و از این طریق نطفه ی زرتشت وارد بدن او می شود و سوشیانس بعد گذشتن ۹ ماه به دنیا می آید.
سوشیانس مانند خورشید درخشان است ، با ۶ چشم به هرطرف می نگرد تا راه کامل نابودی دروج ها رابیابد.
سوشیانس دارای فر کیانی است.غذای او سرچشمه مینوی است. در سی سالگی به مقام گفتگو با اورمزد و امشاسپندان می رسد و به برکت این گفتگو ،خورشید به مدت سی شبانه روز در میان آسمان می ایستد وظهور سوشیانت را بشارت می دهد.در بازگشت از این گفتگو، کی خسرو سوار بر ایزد وای (ویو) به پذیره ی سوشیانت می آید و از کارهای نیک پیشین خود که بتکده کنار دریاچه ی چیچست را نابود کرده و افراسیاب را از میان برده است یاد می کند. سوشیانت از کی خسرو می خواهد که دین به را بستاید.کی خسرو این دین را می ستاید وبدین ترتیب ، او فرمانروا می شودو سوشیانت ، موبد موبدان می گردد.
او سپاهی برمی انگیزد و به کارزار دیو اشموغی (اهلموغی) یعنی بدعت می رود وبرای موفقیت در این کار نیایش می کند وآن دیو به بالا وپائین زمین می دود و شهریور امشاسپند برای این سوراخ فلز گداخته می ریزد و او را محبوس می کند تا سرانجام به دوزخ افتد.
پس از بستن سوراخی که اهریمن از آن بیرون آمده است، زمین هموار می شود و با هموار شدنش و تحقق اتحاد آرمانی تن وروان در انسان ، باردیگر همه ی آفرینش تلفیق کاملی از روح وماده خواهد بود. همان گونه که اراده ی خداوند بوده است.
سوشیانت ، بدکاران را عقوبت می کند و نیایش به جای می آورد و همه ی دیوان نابود شوند.دیو آزنخست ، دیو خشم و سپس دیوان دیگر را می بلعد و بعد ایزد سروش ، دیو آز را نابود می کند.
این دوره ، دوره تکامل موجودات اورمزدی است.همه ی دیوان ، از نسل دوپایان وگیاهان ، همه سرسبزند و آفریدگان در خوشی به سر می برند.همه ی مردم دین بردار می شوند، همه با هم دوست و مهربان شده و هیچ انسانی بعد از آن زمان نمی میرد.
سوشیانت وظیفه ی برانگیختن مردگان را دارد .در بامداد ، او با یاران جاودانی خویش نماز صبح به جای می آورد و آن گاه مردگان زنده می شوند.هرکدام از این مردگان در طی زمان و پس از گذراندن داوری انجامین در حضور مهر و سروش و رشن ، از پل چینود پلی میان این جهان و آن جهان که بر بالای قله دائیتی جای دارد. می گذرند.این پل برای نیکوکاران فرسنگ ها پهن و برای گنهکاران هم چون تیغ است.نیکوکاران را ایزد دین به هیئت زیبارویی خوشبو پذیره می شود ودر منازل بهشت که ستاره پایه ، ماه پایه ، خورشید پایه و «گرزمان» (یا گردتمان :محل سرودها وروشنایی های بی پایان)نام دارند، قرار می گیرد وبدکاران که آن ها را عفریته ای پذیرا می شود در طبقه ی دوزخ که آخرین طبقه ی آن محل تاریکی بی پایان است ، جای می گیرند.
روان ها دراین منازل تا روز رستاخیز و بازسازی جهان جای خواهند داشت. چون دوزخی بودن ابدی برای پیروان آئین زرتشت متصور نیست.
سوشیانس ۵ روز آخرماه اسفند در ۵ نوبت نیایش به جای خواهد آورد تا مردگان زنده شوند.مردگان برخواهند خاست و یکدیگر را باز خواهند شناخت .
نادرست است اگر این رویداد را پایان جهان بنامیم ، زیرا در دین زردشتی چنین نیست.اگر چنین باشد پایان جهان به معنی پیروزی اهریمن خواهد بود.بهتر است که آن را «بازسازی جهان » بخوانیم، همان گونه که خود زرتشتیان آن را می نامند.جهان دوباره به وضع کاملی که پیش از حمله ی اهریمن از آن برخوردار بود، بازسازی می گردد.اما این حوادث حتی معنایی والاتر از این هم دارد .امور درست به حالت پیشین خود بازنمی گردد، زیرا در این زمان اهریمن دیگر وجود ندارد و اورمزد نه تنها یک نیک سرشت و دانای یکتا ، بلکه در این زمان به بلکه در این زمان ،یگانه فرمانروایی می کند.
● مکان ظهور
خود اوستا مکان ظهور موعودان را معین نموده است.
در فرگرد ۱۹ وندیداد آمده :
زرتشت گفت ای اهریمن ناپاک ، من مخلوقات آفریده ی دیو را خواهم برانداخت، من «خن تائیتی پری» را خواهم برانداخت .من عفریت نسا (اشه ومردار)آفریده ی دیو را خواهم برانداخت تا آن که سوشیانت پیروزمند از « آب کالن اوایه » ازطرف مشرق ، از طرف مشرق متولد شود. هووی دختر فرشوشتر وزیر کی گشتاسب پادشاه مشرق زمین بوده است بنابراین بسیار منطقی است که موعودهای پایان جهان مزدیسنا در مشرق پا به عرصه ی وجود گذارند.
در زامیاد یشت فقره ی ۶۶ آمده :
فرتوانا را می ستائیم که در آینده به آن کسی مختص خواهد شد که از ناحیه ی کانس اوایه سلطنت خواهد برانگیخت . « روز هئوتومنت » کلمه ای اوستایی برای رود هیرمند است که در شاهنامه از آن به هیرمند یاد شده است.هیرمند لفظن به معنی سد وبند است.
درآن می ریزد و کوه اوشیدا ( شاید همان کوهی باشد که در کتب متاخرین کوه خدا نامیده شده ومسکن پارساسان وپرهیزکاران قرار داده شده است.)در کنار آن واقع است واز آن آب فراوان به دریاچه ی کانس اوایه می ریزد.نام این دریاچه در پهلوی « کیانسه » یا « کیانسو » آمده است.
راین باره درکتاب سوشیانت موعود مزدیسنا آمده است : « بی شک کیانسه همان دریاچه ای ست که در سیستان در سرحد ایران وافغانستان واقع است و آن را امروزه دریاچه « هامون » گویند. آب این دریاچه امروزه شور نیست ولی بسیار بدمزه است .
در اسطوره سوشیانت نیز می خوانیم:« .سیستان را همین افتخاربس که موعودهای نجات بخش ایران در آینده از آن سرزمین برخواهند خاست و دوشیزگان باکره ی سیستانی ، مادران آینده ی نجات بخشان ایران خواهند گردید ودر یک کلمه سیستان سرزمین موعود و انتظار است.به همین سبب هنوز هم دختران سیستانی به امید به دست آوردن نطفه ی مقدس زردشت از آب دریاچه هامون ، در ایام نوروز خود را به زیارتگاه های کوه خدا که امروزه کوه خواجه نامیده می شود رسانده ، پس از به جای آوردن مراسم نیایش ، در آن تن می شویند تا مگر باشد که در شمار باکرگانی باشند که موعودهای سه گانه ی ایران خواهند زایید.
● جهان بعد ازظهور آخرین موعود:
در این باره در دینکرد:
در ۵۷ سال حکومت وی :
۱) دروغ دوپای تخمه نابود گردد.
۲) بیماری ، پیری ، درد، مرگ ، بدی، ستم، کفر از میان می رود.
۳) گیاهان همواره پرطراوت وخرم باشند.
۴) همه ی آفرینش به شادی در آیند.
۵) ۱۷ سال خوراک گیاه ، ۳۰سال خوراک آب ، ۱۰ سال خوراک مینوی باشد.
▪ جهان پس از ظهور
سوشیانس پس از ظهور در خونیره پیشوای دینی گردد و همراه یارانش بر۷ کشور حکم راند. سوشیانس به همراه ۶ فرشکرد کردار برای برخاستن همه ی آفریدگان اورمزدی یشت فرشکرکرداری سراید و چون یشت انجام شد سوشیانس به مردگان گوید برخیزید.خیزش مردگان جفت جفت باشد پس صف دین باوران از دین ستیزان جدا گردد وآن گاه همه ی مردم به یکباره ناله کنند واشک ریزند.
این بود پاره ای اززندگی سوشیانت موعود آیین زرتشت برگرفته از متنی از وب سایت برهان برای دریافت متن کامل که شامل مقایسه ی سوشیانت با موعودان دیگر آیین های الهی می پردازد