ارش
اری ای مردان کین! من ارشم!
تیر ازادی به چله درکشم
کوه البرز است رکاب پای من
گفت فردوسی به گیتی رای من
ان کمان در دست من بر سان شیر
پا به جا بودم به کوه اندر دلیر
برکشیدم سوی دشمن ناگهان
نام ایرانم بیامد بر زبان
تیرم از ترکش کشیدم در کمان
جان بدادم تا بماند جاودان
جان فدا کردم برای میهنم
تا بدانی در جهان ارش منم
هم چو من ارش کمانکش صد هزار
شد اگر کشته به جنگ و کارزار
پس روا باشد که ایران پا به جاست
جان هرکس از برایش خون بهاست
بعد من ارش تویی ای هموطن!
جان دهید هریک یه راهش تن به تن
تا بماند جاودانه سربلند
نام پاک و مردمانش ارجمند
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 23:29 توسط ایمان
|