|
زن در دوران هخامنشی
هنگام بررسي پوشش زنان عهد باستان به اظهار نظرهاي بسياري بر ميخوريم: «در ايران باستان غير از زنان وابسته به طبقهء اشراف، ساير زنان از قيد حجاب آزاد بودند.» از سخنان پلوتارك در باب استاتيرا، بانوي اردشير دوم چنين برميآيد كه وي همواره به ميان مردم ميآمده و پردههاي گردونه را بالا ميزده و جمال دلاراي خويش را به مردم نشان ميداده است و بينندگان (زنان) گروهگروه براي شكرگزاري از اين محبت در بوسيدن دست وي بر يكديگر سبقت ميگرفتند و همين رفتار محبوبيت بسيار براي وي در ميان مردم فراهم آورده بود و مردم ايران وي را بسيار عزيز ميداشتند.از اين دوره نقشي وجود دارد كه زنان بومي عهد پارس- هخامنشي را سوار بر اسب نشان ميدهد. اين زنان كه از پهلو سوار بر اسب سوارند، پوششي مستطيل شكل بر روي همه لباس خود افكندهاند و در زير آن يك پيراهن دامن بلند تا مچ پا نمايان است. از ديگر نقوش باقي مانده از آن زمان به زنان بومي برميخوريم كه پوشش جالبي دارند. پيراهن آنان ساده، بلند يا داراي راسته چين و آستين كوتاه است. در پايين دامن از زانو به پايين شرابههايي تا به مچ آويزان است.تصوير روي يك ظرف گلي (موجود در موزهء آرميتاژ) نشان ميدهد كه زنان پارسي از نوع لباس مردان نيز به تن ميكردهاند. شكل اين لباسها از نظر دامن و بالاپوش چنان كه ميبينيم به نحوي است كه شانه و آستين آن چون شنل است، با هر هيكلي جور درميآيد و دامن نيز در صورتي كه قد مرد و زني با هم اختلاف نداشته باشد ميتواند متناسب درآيد و بنابراين زمينهاي به دست ميآيد تا نظر را متوجه كند كه لباس زنان اين دوره ممكن است كه اختلافاتي با لباس مردانشان نداشته و يا لباس مردان بااندكي اختلاف مورد استفادهء زنان نيز قرار ميگرفته است
زنان در جامعه ی ايراني
نظام تربيتي جامعه با وجود تفريق مسووليتهاي هركدام از زن و مرد رعايت شوون تعليماتي هر جنس را ضروري ميشمارد و آموزشهاي عموميرا براي رشد فردي و فبول تكاليف اجتماعي و قبول نقش كه برعهدهء مرد يا زن متصور است در قالبهاي مقبول عرضه ميكند. با وجود برتري مشخص مرد در تصميمگيريهاي نهايي، مقام زن به عنوان عضو محترم يا ناموس خانواده تثبيت شده است. اين امر در دورههاي تاريخي به مرور تخفيف پيدا ميكند و در عين حفظ حرمتهاي تاريخي زنان، اختيارات و اقتدارات آنان را در محدودههاي حيات ساكن (شهر يا روستا) تنزل ميدهد. امكانات آموزشهاي هنري و مهارتهاي حرفهاي براي زن و مرد يكسان و حقوق آنان نيز برابر بوده است. دربارهء برابري حقوق شواهدي مخصوصا در زمينهء كارهاي هنري و ظريف داريم و برابري حقوق صدها زن ديگر با مردان نيز مسلم است كه دربارهء شغلشان چيزي نميدانيم. ميزان حقوق فقط همين قدر روشن است كه به نوع كار و نه انجام دهنده، بستگي داشت. به اين ترتيب در امپراتوري بزرگ عصر داريوش بزرگ با تساوي حقوق زن و مرد سر و كار داريم. حقي كه هنوز در اروپاي قرن بيستم براي به دست آوردنش مبارزه ميشودالبته اين را هم بايد گفت كه زنها علاوه بر كار بيرون، سر و سامان دادن به كارهاي روزمرهء خانواده را نيز به عهده داشتند. زنها با به دنيا آوردن كودكي براي مدتي از كار بيرون معاف ميشدند. در طول مرخصي زايمان حقوق دريافتي به حداقل ميرسيد كه البته با آن گذران زندگي ممكن بود. علاوه بر اين حداقل حقوق، اضافه حقوقي نيز دريافت ميكردند كه پاداش افزودن رعيتي به رعاياي شاه بود. در عين حال معلوم شده است كه شاه از نوزادان پسر بيش از نوزادان دختر خرسند ميشد، تا جايي كه لوحهها حكايت ميكنند، اين تنها موردي است كه ميان زن و مرد فرقي ديده ميشود، چرا كه پسران نيروهاي جنگي شاه به شمار ميرفتند.در لوحههاي گلي ميبينيم كه زنها ميتوانستهاند به پستهاي بالاتر نيز برسند. مثلا در كارگاههاي شاهي همواره سرپرستي و مديريت با زنان است. در كارگاههاي خياطي كه بيشتر در اشغال زنان است، گاه مردها زيردست زنان قرار ميگيرند و حقوق زنان سرپرست بيش از مردان است.همچنين در لوحها به حرفههايي برميخوريم كه در آنها زنان به كار گرفته نميشدهاند. در مديريت حوزههاي ديواني و يا محاسبات و حسابرسيها از كار زنان خبري نيست. چنين برميآيد كه اگر كاري به منظور كنترل بخشهاي گوناگون اداري نياز به ترك محل و جابهجايي و سفر به دور و نزديك را داشت، براي انجام آن از زنان استفاده نميشده است. زنها در كارهاي ثابت استخدام ميشدند كه ناشي از ضرورت حضور زن در خانواده بود. گاه تفاوتهايي در قوانين حاكم بر مردم بين النهرين يا مصر و يا يهوديها ديده ميشود كه تمايل ديوان اداري هخامنشيان را به رعايت سنتهاي مردمياز تيرههاي گوناگون، در حد امكان، نشان ميداد. با اين همه چنين به نظر ميرسد كه در همه جا زنان از حقوق يكساني برخوردار بودهاند. با اين كه وفور اسناد مثبت دربارهء وجود همساني حقوق زن و مرد موجب شده تا اين برابري از سوي همه امور خانم پذيرفته شود، اما تمايل عمومي بر اين بوده است كه تساوي را براي سرزمين اصلي هخامنشيان يعني پارس، معتبر بدانند. بررسي دقيق لوحهاي تخت جمشيد نشان ميدهد كه زن در زمان فرمانروايي داريوش بزرگ از چنان مقامي برخوردار بود كه در ميان همهء خلقهاي جهان باستان نظير نداشت.
|