تبليغاتX
تارنگار اتحاد ایرانیان
اتحاد ایرانیان
Home
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
آرشیو وبلاگ

وبلاگ Rss
اتحاد ایرانیان 
منو اصلی

  برگ نخست

  ايميل مدير

  آرشیو وبلاگ

  وضعيت در ياهو



نویسندگان
پرستو
اذرباد
شاهزاده ایرانی
1
ستاره
سونیا
مهدی
ساناز
اریا
سهند
پژمان
سعید شمس
سهراب
cyrus
میم-شین-ب
ایمان
یک زن ایرانی
رزگار
اردشیر
پارسا
اکبر زارعین
مریم
یک پارسی تنها
آرتمیس
آرش آریا
میلاد
بانوی زمین
پسر اهورایی

موضوعات
قوانین وبلاگ
سرفرازان ایران زمین
در وصف وطن
خیانتکاران وطن
زنان ایران زمین
شهرهای جدا شده
میراث باستانی
جشن های ایرانیان
تاریخ ایرانیان
مطالب گوناگون
شخصیت کوروش بزرگ

لینک دوستان
شقایق
زرتشت
فارسی موبایل
میهن دانلود

 


وبلاگ های دوستان
ایران ، تاجیکان
کاوه اهوازی
پاینده باد سرزمین کوروش
ایران سرزمینم
حرفهای یک دختر ایرانی
نژاد آریا
آریابد
فرزند زمین
پان ایرانیست در خوزستان
پان ایرانیست در کرمان
منم کوروش شاه شاهان
گذرگاه
بانوی زمین
آریا زمین
پاینده باد سرزمین کوروش
نژاد برتر
ایران دخت
سلطنت کهنه
ایران در من
مهر خورشید
زرین شهر
منو دانشگاهم
الهه تاریکی
دالان تاریخ
دختر کوروش
ایران بزرگ من
زپیور (نسیم ملایم
کهن دیارا
آزادی ایران عزیز
آيين زردشت
پاسارگاد 2
پاتوق آرمان
زرتشت و ایران باستان
وطن پرست
پیام آور آریایی
فرمان آریا
تبار آریایی
فرهنگ ایرانی
اندیشه برتر
فرزندی از فرزندان کوروش
جمع مستان
افسانه ایران زمین
سرزمین جاوید
شاهنامه فردوسی
حیات نامه
شهر هنر
عشق مرگ غرور

 


وبلاگهای نویسندگان
بانوی زمین(بانوی زمین)
سرزمین سرد (میلاد)
مداد سپید (آرش آریا)
دست در دست هم نهیم به مهر(آرتمیس)
یک پارسی تنها(یک پارسی تنها)
ایران جاویدان (مریم)
پادشاه روشنایی ها(پارسا)
هویت (اکبر زارعین)
فریاد یک زن (یک زن ایرانی)
سرزمین مهر-سرزمین جاویدان (میم شین ب)
syrus) Ubermensch
پایگاه شناخت تاریخ و تمدن ایران(اردشیر)
مدادهای شکسته(سعید شمس)
سهند (سهند)
سلطنت کهنه(آریا)
سرباز هخامنشی (ساناز)
آتر (رزگار)
منم کوروش (پسر اهورایی)
فریاد بزن (ایمان)
ایران پرستان (مهدی)
انجمن آریایی(سونیا)
زن ایرانی (ستاره)
تاریخ-شاهنامه-ادبیات( 1 )
ایران پایتخت جهان(شاهزاده ایرانی)
مزدشت(اذریاد)
دختر ایران زمین(پرستو)
پاسارگاد(پژمان)
خورشید ایرانی(سهراب)


کشاورزی در ایران باستان

کشاورزی در ایران باستان

آنگاه که تو ای مزدا، آن خرد مینوی را آزاد گذاشتی

 تا به دلخواه خود به کشاورز گراید یا به دیگران،

 پس او، از این دو،کشاورز گله پرور را داور درستکار

 خویش برگزید، آن پاسبان منش نیک را. (یسنا، هات 31)

 

کشاورزی در ایران از وظایف مهم اجتماعی و مذهبی بود و ایرانیان از سرزمین خشک و بی آب خود همواره بهشتی زیبا می آفریدند.

سقراط فیلسوف بزرگ یونان درباره دلبستگی ایرانیان به کشاورزی با شاگردش کریتوبول چنین می گوید:

شاه ایران توجه بسیار دارد که زمین بوسیله ساکنان آن کشت شود و توسط لشکریان محافظت و نگهداری شود و بر کشاورزان و لشکریان، هر یک سالاری جداگانه گماشته است.

برخی از سالاران بر افراد غیر لشکری و کارگران گماشته شده اند که از آنان مالیات می گیرند. برخی دیگر بر لشکریان و بر پادگانها فرمان می رانند. اگر فرمانده لشکر از سرزمینی که بدو سپرده شده است خوب نگهبانی نکند، سالاری که بر افراد غیر لشکری گماشته شده است و به کارهای کشاورزی می پردازد، از او به شاه شکایت می برد. زیرا اگر در سرزمینی امنیت نباشد و از روستایی و محصول او نگهبانی نشود وی نمی تواند در کشتزار خود به کار بپردازد. اگر به عکس فرمانده لشکری امنیت کارگران مزارع را تامین کند ولی فرماندار غیر نظامی زمین ها را بایر و ناکاشته بگذارد، و جمعیت بکاهد، در این صورت فرمانده لشکری شکایت پیش شاه می برد. زیرا این محقق است که کشاورزانی که بد زراعت کنند، نمی توانند غذای پادگان را تامین کنند و قادر به پرداخت مالیات نیستند. در آنجا که شهری وجود دارد او بر هر دو سالار لشکری و کشوری نظارت می کند. شاه در هر شهری که خانه کند و یا از آن بگذرد، مراقب است تا باغ هایی در آنها به وجود آید که نام آنها پردیس (فردوس) است. این باغ ها پر از همه چیزهای خوب و زیبایی است که زمین می تواند در خود بپرورد و شاه بیشتر اوقات فراغت خود را در فصول مناسب در این باغ ها می گذراند.

ای کریتوبول: می گویند، هنگامی که شاه جایزه می بخشد نخست کسانی را فرا می خواند که در جنگ ارزش و ارج خود را نشان داده اند، زیرا اگر برای زمین کشت شده نگهبانی نباشد کشت و زر بیهوده خواهد بود.

پس از آن کسانی را برای دادن جایزه فرا می خواند که زمین های خود را خوب کشت و بارور کرده باشند و می گوید که دلیران و لشکریان، اگر روستا و روستایی نباشد، حتی زنده هم نخواهند ماند.

گویند کوروش که شاهزاده ای والاتبار بود، به کسانی که برای پاداش دادن فرا می خواند چنین می گفت:

خود من حق دارم از هر دو جایزه لشکری و روستایی بهره مند شوم، زیرا هم زمین هایم را خوب کشت می کنم و هم از این کشتزارها خوب می توانم نگهبانی و دفاع کنم.

شاه ایران از هر بخشی از کشورش که دیدار کند خود درباره همه چیز داوری می کند و به آنجاها که خود نمی بیند بازرسان امین می فرستد چون ببیند که فرمانداری سرزمین خود را آباد و پر جمعیت و حاصلخیز و پر درخت نگاه داشته و میوه های متناسب با آب و هوای آن در آنجا کشته است، بر حوزه فرمانروایی او می افزاید و بخشش های فراوان به عنوان جایزه و افتخار به او ارزانی میدارد. ولی اگر ناحیه ای را در نتیجه سخت گیری ها و یا بی پروایی فرماندارش، ناکاشته و بایر و خالی از سکنه بیند، او را کیفر می دهد و از خدمت برکنارش می کند و دیگری را به جای او می گمارد.

 

منبع: کتاب ایرانویج، دکتر بهرام فره وشی    

 :: نوشته شده توسط پارسا در تاريخ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 ::

نگارش اوستا چگونه آغاز شد؟

آبه فرانسوانو(محقق) درمقاله اي كه در مجله تاريخ اديان (ج95؛1927؛ص199-149) منتشر كرده؛كوشيده است باستناد نوشته هايي ؛كه در باره مشاجرات و مناظرات ديني بين عيسويان و زردشتيان ،از مسيحيان سرياني باقي مانده است،اين موضوع را به اثباط برساند،كه متون مقدس مزديسنان تا اواسط قرن هفتم ميلادي سينه به سينه حفظ ميشده ،و زردشتيان تا سالهاي آخر سلطنت ساسانيان كتب مذهبي مدون نداشته اند.

آنگاه در اواخر دوره ساساني چون موبدان زردشتي بيم آن را داشته اند،كه روايات و سنن كهن مذهبي آنان در معرض تباهي و فراموشي قرار گيرد،و نيز خواسته اند پيروان خود را از مزايايي كه اسلام براي اهل كتاب قائل بود،برخوردار كنند،به تدوين اوستاي ساساني پرداخته اند.

سپس نوفرضيه خود را چنين ادامه مي دهد:راست است،كه لفظ اوستا در قرن ششم و شايد در قرن ششم ميلادي معمول و متداول بوده است،ولي معناي اين كلمه در آن زمان بطور ساده عبارت بوده از قانوني،كه به صورت روايات شفاهي،سينه به سينه حفظ شود.

و بعدها در قرن هشتم ميلادي الفباي اوستايي را اختراع و متوني را كه در حدود سال 634 ميلادي جمع آوري و به خط پهلوي نوشته شده بودند به اين الفباي جديد نقل كرده اند.

دعوي آبه نو در اساس مبتني بر آن است كه در كتب سرياني كه اطلاعاتي راجع بروابط و مناسبات زردشتيان و مسيحيان در عهد ساساني بدست مي دهند،(حتي دررواياتي كه موضوع آن مناظرات و مشاجرات بين پيروان اين دو دين است،ودر طي آنها مسيحيان به كرات به كتب مقدس خويش استناد مي كنند)هرگز اشاره اي به كتب يا نوشته هاي مذهبي زردشتيان نشده،و فقط سخن از" تلاوت و زمزمه" ادعيه و "احكام ديني " در ميان است و نيز به كرات عادت مزديسنان را به از بركردن رويات مذهبي خود ذكر كرده اند.معذلك از آنچه گذشت،به هيچوجه نميتوان نتايجي چنين كلي و وسيع گرفت بي شبهه اين مطلب صحيح است كه مغان آن قسمتهايي از اوستا را كه در عبادات و مراسم مذهبي به كار مي بردند از بر مي كردند؛ولي علت آن اين بود كه تاثير اعمال و مراسم مذهبي با رعايت كمال صحت ودقت در تلاوت بستگي تام داشت.

از اين گذشته متون اوستايي با كتب مقدس مسيحيان تفاوت كلي و اساسي دارد،واز قراين ميتوان حدس زد كه مولفان مسيحي كه در مناظرات و مشاجرات خود تعصب بي اندازه نشان داده اند،عمدا از اشاره به كتب مقدس مزديسنان اجتناب ورزيده اند تا خوانندگان مسيحي متوجه اين نكته نشوند كه دشمنان مذهبي آنها نيز داراي كتب ديني مدون بوده اند.

بنابراين نظريه آبه نو فاقد اساس و مبناي صحيح و قبول آن غير ممكن است.اگر متون كتبي زردشتي قبل از سلطنت يزدگرد سوم آخرين شاهنشاه ساساني وجود نداشت و مقصود فقط اين بود كه با شتابزدگي كتاب مقدسي فراهم كنند تا اعراب مزديسنان را در زمره "اهل كتاب" بشمار آورند،موبدان به تدوين ادعيه و اوراد مراسم مذهبي و عبادات قناعت ورزيده و رنج نگارش مباحث مفصلي مشتمل بر علوم طبيعي و جغرافيا وامور حقوقي وفقهي و غيره  را كه موجب تفصيل اوستاي ساسانيست به خود هموار نميكردند.

از اين گذشته چگونه مي توان باور كرد كه درطي چند سالي كه ايران براي حيات و ممات خود با تازيان مي جنگيد موبدان موفق به گردآوردن21 نسك اوستا و تدوين آن به الفباي پهلوي شده باشند؛يعني كتابي كه طبق حساب وست داراي 700/345 كلمه بوده است و سپس در طي قرني كه دچار تضييقات مادي و معنوي اعراب فاتح بودند و هر روز به گوشه اي رانده مي شدند و از نفرت و قدرت آنان كاسته مي شد،و پيروان آنها دين كهن خودرا رها مي كرند فرصت اختراع الفباي جديدي را كه امروز به الفباي اوستايي مشهور است و نتيجه مطالعه دقيق و عالمانه فونتيك و اصوات زبان مقدس مي باشد؛و آنگاه 21نسك اوستا را به اين الفباي جديد نقل كرده باشند!؟ و نيز با اين اوضاع و احوال چگونه ممكن بود بتوانند در قرن بعد به ترجمه و تفسير كلمه نسك ها به زبان پهلوي بپردازند كه به حساب وست بيش از دو ميليون كلمه داشت و آنوقت از اين ترجمه در قرن نهم ميلادي ، هنگامي كه مولفان دينكرد خلاصه اوستاي ساساني را در كتاب خود مي آورند قسمت هايي مفقود شده بود!

در بين مطالبي كه به آنو از متون سرياني نقل كرده است فقط در يك عبارت آنهم طبق ترجمه خود او صريحا گفته شده است كه اوراد و ادعيه زردشتيان به خط ثبت نگردهده است. اين عبارت ماخوذ از تاريخ شهادت يشوع سبراع است كه در حدود سال 630 ميلادي ؛يشوع يبه نوشته است و در آن چنين گويد كه يك نفر زردشتي از دين خود برگشته بود و از خاندان موبدان بود،«عادت داشت ادعيه و اوراد مجوسي را از دهان بياموزد زيرا سخنان و تعاليم مضر زردشت (به سرياني زردست (zaradost با حروف (يا علامات)نوشته نشده است.» ولي از طرف ديگر اين عبارت را مي توان به خوبي چنين ترجمه كرد:«زيرا كه تعليمات خطرناك زردشت با علامات قابل فهم نوشته نشده است.» و از آن چنين استنباط كرد،كه اوراد و ادعيه را به خطي كه عامه مردم بتوانند بخوانند ننوشته بودند. بنابراين كليه دلايلي كه آبه نو براي نظريه خود آورده است فاقد ارزش مي باشد.

بعد از بررسي كليه محققان به اين نتيجه رسيدند كه نگارش اوستا را از اواسط قرن ششم ميلادي تدوين كرده اند و ايجاد الفباي اوستايي نيز درهمان زمان صورت گرفته است.

 

گردآوری و پژوهش : آريادخت ايراني از پايگاه آريارمن , بن مايه ايران در زمان ساسانيان , پرفسور آرتور كريستن سن 

 http://www.ariarman.com/

 :: نوشته شده توسط پارسا در تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ::

رعایت عفت و نجابت کوروش

در نبرد سارد یکی از فرماندهان یونانی مقیم آسیای غربی فرماندهی سواره نظام را عهده دار بود و آن زمان اغلب رسم بر این بود که فرماندهان بانوان خویش را به صحنه نبرد همراه می آوردند، ضمنان کلیه اسرا و زنها که اسیر می شدند برابر رویه باستان جزء برده محسوب و بردگان نیز از تشریفات ازدواج خارج بودند، پس از ذکر این مقدمه چون در نبرد سارد کوروش متوجه شد دشمن در جبهه به سختی مقاومت می کند بنابراین با احتیاط متحرک به عقبه دشمن حمله و آنان را فراری و عقبه قوای کوروش انتقال دادند.

در هنگام غروب افسر نگهبان مأمور عقبه قوای پارسی به پاسگاه کوروش آمده و اظهار داشت که در بین اسراء زنی بسیار زیبا و دلربا و از قد و قامت بسیار رعنا و باوقار و با اصالت از همه بانوان برتر و ممتازتر است با وجود سادگی لباس ابهت و طراوت از سروپایش مشهود می باشد. کوروش به افسر مزبور گفت: کافی است، آن بانو خواهر من است، گویا پانتئا باشد افسر نگهبان تصدیق کرد و کوروش گفت: که این زن برای ما مفید واقع خواهد شد. به افسر نگهبان دستور داد که جارچی همراه خود ببرد و به همه اعلام کند که پانئا خواهر کوروش می باشد و همگی باید احترام وی را رعایت کنند. در اوایل شب نیز کوروش افسر پیری را مأمور حفاظت از چادرهای بانوان کرد و افسر نگهبان سابق را به قسمت خود ملحق ساخت. عده ای خواجه نیز مأمور نگهداری و اجرای دستورهای بانوان مزبور در اردوگاه شدند. ضمن اینکه خدمه از بانوان اسیر شده بویژه دایه پیرش در نزد بانو پانتئا بسر میبردند.

شوهر بانوی مزبور به نام آبراداتاس از فرماندهان به نام در ارتش آشور بود برای جبران شکست و هزیمت خود و یا برای نجات بانوی زیباس خویش از اسارت ارتش کوروش درصد تلافی و جبران شکست برآمد، واحدهای سوار اسبی از اقوام مجاور جمع کرد و برای بار دوم با قوای تازه نفس در حوالی سارد در مقابل کوروش به مقاومت پرداخت.

بدیهی است خبر آمدن شوی پانتئا در اردو پیچید و همه و حتی بانو پانتئا از آن اطلاع حاصل کرد. بانوی مزبور از کوروش درخواست کرد که در صورت اجازه من به همسرم ملحق شوم. کوروش با این پیشنهاد موافقت کرد. بانوی مزبور در یک وسیله نقلیه اسبی با خدم و حشم خویش در حالی از گروهان تشریفاتی بانوی مزبور را همراهی می کردند به نزد شوی خود روانه شد.

یک گروهان از سربازان پارسی بانو پانتئا را بدرقه کردند و از اردوگاه پارس به محل اقامت شوی وی آبراداتاس روانه نمودند. به مجرد رسیدن پانتئا نزد همسرش با خطاب اظهار کرد: خجالت دارد که تو قصد داری با جوانمردترین افراد دنیا مبارزه نمایی چه من همان هستم که در نزدت بوده ام و کوروش به تمام قشون خود دستور داده بود که من خواهر وی هستم، با نهایت عفت و احترام در مدت اسارت با من رفتار کرده اند، ژنرال یونانی شوی پاتئا سر خجلت بزیر افکند. فوری معاون خود را احضار نمود و فرمان داد تا مراجعت من افراد کوچکترین حرکت رزمی نکنند تا دستور بعدی من صادر شود. خود با ارابه چهار اسبه به پاسگاه کوروش آمده و خود را تسلیم نمود.

 

منبع: کتاب کوروش نابغه ی بزرگ تاریخ،   ناصر اسکویی

 

 :: نوشته شده توسط پارسا در تاريخ دوشنبه چهارم شهریور 1387 ::

کتیبه آموزنده داريوش بزرگ در نقش رستم :

داریوش بزرگ : خدای بزرگ است اهورامزدا. که این جهان را بیافرید . که خرد و نیروی کوشش را بر من ارزانی داست به خواست و نیروی اهورامزدا شاهم و فرمانهای او را اجرا میکنم این چنین :

دوستدار و پیرو راستی هستم و بدی را دشمنم . خواهان داد و عدل هستم . نه می خواهم که از سوی توانایی به ناتوانی ستم شود و نه میخواهم که ناتوانی به توانایی بد کند  . آنچه موافق راستی است میل من است و آنچه خلاف راستی است به شدت با آن مخالفم . خویم را در حد اعتدال نگه میدارم و چون خشم بر مرا فرا گیرد با اراده بر آن چیره میشوم تا مبادا ناروایی روی دهد . هوس اسیر دام من است و بر آن سخت حکومت میکنم . آنرا که نیکی کند مطابق نیکی اش پاداش میدهم . آنکه بد کند به کیفرش میرسانم . به هیچ وجه مایل نیستم که زیان و بد کرده شود و چون کسی مرتکب بدی شد به هیچ وجه مایل نیستم که بی کیفر بماند . هرگاه مردی بر علیه کسی ادعا کند تا مورد دادرسی واقع نشود بر او حکمی روا نمی کنم . از آنانی خوشوقت و خشنود هستم که با تمام نیرو و قدرتشان در راه نیکی بکوشند این چنین است رفتار و کردار من و این است آنچه که من می کنم  . در میدان نبرد رزم آرایی چیره هستم . در پیکارگاه دستانم میجنگند . چشم و هوشم نیز بکار است . آنانی که فرمانبرند می بینم و آنانی که خلافی کنند کارشان بر من پوشیده نیست . در میدان پیکار به چالاکی میجنگم . از نیروی دستان و پاهایم به خوبی بهره مند هستم . سوار کاری زبده و چالاکم کمانکشی ورزیده هستم . چه به هنگام نبرد پیاده و چه سواره . نیزه گزاری چرب دست هستم . این و هنرهای دیگر را اهورا مزدا بر من بخشود . اهورامزدا یاری ام کرد و نیروهایم را به نیکی هدایت کرد . ای مرد که این را میخوانی . نیک آگاه باش که داریوش چگونه شاهی است . چه هنراها و نیروهایی دارد . این برای تو ناراست نباشد . آنچه را که گفتم عمل کن. در اين كشور ها ، مردي كه وفادار بود ، نيك پاداش دادم و آن كه دشمن بود نيك كيفر دادم ، به خواست اهورامزدا اين كشور ها قانون مرا اجرا كردند . آنچه به آنان گفتم آنگونه كردند  .

تو كه بعد از من شاه خواهي بود از دروغ سخت بپرهيز . مردي كه خواهد دروغزن بود نيك كيفر ده. اگر چنين مي انديشي بايد كشورم در امان باشد . آنهايي كه پيشتر شاه بودند در آن مدت ، آنچه را كه من در يك سال و اندي به خواست اهورامزدا كردم نكردند . از آن رو اهورامزدا مرا ياري كرد، چون بدكردار نبودم ، دروغزن نبودم ، خطاكار نبودم ، نه من ، نه دودمانم . بر پايه راستي رفتار كردم : نه به ناتوان و نه به توانا بد كردم ، مردي كه با خاندانم همكاري كرد او را نيك پاداش دادم و آنكه زيانكاري كرد ، او را نيك كيفر دادم . تو كه سپس شاه خواهي بود ، مردي كه دروغزن يا خطاكار است او را دوست مباش و او را نيك كيفر ده . تو كه سپس اين نوشته ها را كه من نوشتم ، يا اين نگاره ها را ببيني ، آنها را ويران مكن ، تا جايي كه ممكن است آنها را بپاي ، تا زماني كه تندرست باشي . هر آنكه اهورامزدا را بپرستد ، بخشش وي از آن او خواهد بود ، هم در زندگي و هم پس از مرگ .

اهورا مزدای بزرگ بزرگترین خدایان . او داریوش را شاه آفرید . او به وی شاهی را ارزانی فرمود و به خواست اهورامزدا داریوش شاه شد . این کشور پارس که اهورامزدا بمن ارزانی فرمود زیباست و دارای اسبان خوب و مردان خوب است به خواست اهورامزدا داریوش شاه از هیچکس نمی ترسد . خدای بزرگ این کشور را از دشمن - خشکسالی و دروغ محفوظ فرماید .

 :: نوشته شده توسط پارسا در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 ::

رفاه و تامین اجتماعی در عصر هخامنشیان

درباره توسعه و گسترش آموزش و پرورش که از عوامل اصلی و اساسی رفاه و تامین اجتماعی است هخامنشیان کوشش بسیار زیادی به عمل آوردند و برخلاف تصور چنانکه منابع تاریخی نشان می دهدعموم مردم از آموزش و تحصیلات برخوردار بودند و مانعی برای تحصیل کسی وجود نداشت .
البته فرزندان طبقه اشراف و بالای جامعه از آموزش‌های متفاوتی برخوردار بودند که عملا توسط قشر پایین جامعه دسترسی به آن امکان پذیر نبود . همانطوری که امروز هم وجود دارد . وظیفه تعلیم و تربیبت در اوایل حکومت هخامنشیان برعهده موبد موبدان و روحانیون مذهبی بود و پس از آن به تدریج اقشار دیگر جامعه از جمله دانشمندان به این حوزه وارد شدند.
تربیت کودکان و نوجوانان در این دوره بیشتر با این هدف صورت می‌گرفت که آنان را دلیر و فداکار و خردمند و مفید به حال کشور پرورش دهند .
در نظام آموزشی عصر هخامنشی فرد ایرانی می‌بایست چنان پرورش می‌یافت که برای جامعه عضو مفید و سودمند باشد و منظور از تربیت آن بود که جوانان را دلیر و فداکار، خردمند و آراسته به زیور اخلاق و بالاخره مفید به حال کشور و جامعه بار آیند.
در پندنامه "آذرباد ما را اسپندان " آمده است
:
اگر تو را فرزند خردسال باشد او را به دبستان بفرست زیرا افروغ دانش چون دیده روشن و بیناست .
آوزگاران را "ایثیراپائی‌تی " (
Aethrapaiti) یا هیربد دانشمند می خواندند و هر یک پنجاه تن شاگرد بین هفت تا پانزده سالگی سپردند و آنان می بایستی روزی هشت ساعت به فرا گرفتن درس بپردازند.
معلم کسی بود که از دانش و آگاهی لازم برخوردار باشد و همواره به مطالعه بپردازد .
ای زرتشت مقد کسی را معلم بخوان که تمام شب مطالعه کند او از خردمندان درس بیاموزد تا ازتشویق خاطر فارغ گردد و در سر پل صراط با قوت قلب باشد و به عالم مقدس روحانی یعنی بهشت نائل گرد.
معلمان نیز به چند رشته و مرتبه تقسیم می‌شدند:
معلمین دینی، سوادآموزی، تربیت بدنی و معلمان علوم دیگر مانند معلمین ساب علم‌الاشیاء، کشاورزی و...

ادامه مطلب

 :: نوشته شده توسط پارسا در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 ::

آیا میدانید.....

آیا میدانید: اولین مردمانی که سیستم اکو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع کرد ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که حیوانات خانگی را تربیت کردند و جهت بهره مندی از آنها استفاده کردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید : اولین مردمانی که مس را کشف کردند ایرانیان بودند

آیا میدانید: اولین مردمانی که ذوب فلزات را آغاز کردند ایرانیان بودند در شهر سیلک در اطراف کاشان.

آیا می دانید: اولین مردمانی که کشاورزی را جهت کاشت و برداشت کشف کردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که سکه را در جهان ضرب کردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که کشتی را زورق را ساختند به فرمان یکی از پادشاهان زن ایرانی بوده است.

آیا میدانید: اولین ارتش سواره دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با 115 سرباز

آیا میدانید: اولین مردمانی که حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پیش در جنوب ایران، ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که شیشه را کشف کردند و از آن برای منازل استفاده کردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که زغال سنگ را کشف کردند ایرانیان بودند

آیا میدانید: اولین مردمانی که مقیاس سنجش اجسام را کشف کردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: اولین مردمانی که به کرویت زمین پی بردند ایرانیان بودند.

آیا میدانید: کلمه شاهراه از راهی که کوروش بین سارد پایتخت کارون و پاسارگاد احداث کرد گرفته شده.

 :: نوشته شده توسط پارسا در تاريخ جمعه هجدهم مرداد 1387 ::

سخنان شاهنشاه انوشيروان دادگر يا عادل

شاهنشاه انوشیروان دادگر خوان بزرگی داشت از طلا مرصع با اقسام جوهرات نوشته بود : هر که غذای حلال خورد و مازاد آن را به حاجتمند دهد نوشش باد و هر چه را که با اشتها خوری تو آن را می خوری و هر چه را که بی اشتها خوری او تو را می خورد . نوشیروان چهار انگشتری بر دست داشت :

اولین انگشتر مخصوص مالیات بود که نگین آن عقیق بود و نقش عدالت در هنگام گرفتن مالیات بر آن نقش بسته بود .

دومین انگشتر مخصوص املاک بود که نگین اش فیروزه بود و نقش آبادی بروی آن نقشه بسته بود .

سومین انگشتر مخصوص مخارج بود که نگین یاقوت سرمه ای داشت که با نقش تامل و صبر مزین شده بود .

چهارمین انگشتر مخصوص برید بود که نیگن اش یاقوت سرخ بود و همچون آتش می درخشید و نقش امید بر روی ان نقش بسته بود .

از نوشیروان پرسیدند گرانقدرترین گنجها که هنگام حاجت سودمند افتد کدام است ؟ وی گفت : نیکی ای که پیش آزادگان سپرده باشی یا دانشی که برای اعقاب واگذاری .

از وی پرسیدند : دراز عمر تر از همه مردم کیست وی گفت : هر که عملش بسیار باشد و یارانش از او ادب آموزد یا نیکی فراوان کرده باشد که اعقابش بدو شرف اندوزند . پس حریصان را به صف مردم امین میارید و دروغگویان را جزو آزادگان مشمار.

مسعودی - مروج الذهب - ذکر شاهان ساسانی

 :: نوشته شده توسط پارسا در تاريخ یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ::

ویران مکن

هان خورشید مرا ویران مکن                  نور امید مرا ویران مکن


سروها را ریشه کن کردی دریغ         سایه ی بید مرا ویران مکن


بر درفشی که ز پای انداختی         شیر و خورشید مرا ویران مکن


نقشه می بوسم بجای خاک خویش            بوسه ی عید مرا ویران مکن


من به دیداری خوشم از راه دور         دولت دید مرا ویران مکن


آب بر گور نیاکانم مبند           کاخ جاوید مرا ویران مکن


آبروی آب را این سان مریز           مهر و ناهید مرا ویران مکن


بشکن این سد هراس انگیز را        تخت جمشید مرا ویران مکن

 :: نوشته شده توسط پارسا در تاريخ شنبه دوازدهم مرداد 1387 ::

مطالب قبلي

شناخت تمدن
نیلوفر آبی نماد ایران باستان
ارزیابی هنر ساسانی
مدرسه ی چهارباغ ؛ نگین فراموش شده
پارتیان پایه گذار ایرانی نو
دیوار چین
سوشیانت؛موعود اندیشه و خرد
به یاد جوانان دیار آریایی
ای کوروش ؛ ای بزرگ مرد
احمد کسروی
دور باد.......
هشت سال دفاع مقدس و وارثان فریبکار و خیانتکار آن.
آرامگاه کوروش در چنگال بازسازی ناشیانه
جشن مهرگان
اشا تا عشق
شناس نامه داریوش
جشن مهرگان
تدوين هوشمندانه پاره متن هاي اوليه يا تصادف؟همخواني تاريخي شاهنامه(2)
کجاست فریاد های بابک خرم؟
جشن شهریورگان

منو مديريت

      

  پیغام نویسندگان :

سوگند ياد ميكنيم كه بزرگي و سربلندي اين سرزمين را بعنوان وديعه اي مقدس كه گذشتگان ما به ما سپرده اند با اراده اي پولادين حفظ خواهيم كرد،و اين كشور را سربلندتر و پيروزتر از هميشه به آيندگان خويش خواهيم سپرد


جستجو



آرشيو
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387

 

لوگوی وبلاگ

 وبلاگ اتحاد ایرانیان: http://etehadeiranian.blogfa.com






لوگوی دوستان

pecup.com

وبلاگ سیاسی فرهنگی حیات خلوت : www.hayatkhalvat2008.blogfa.com


خانه‌یِ زبانِ پارسی سره


جديدترين داستانه و عکسهاي تاريخي
بانوی وبلاگی
سرزمین سبز پارسی


ایران شکوه از یاد رفته




آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :

 

All Rights Reserved 2006 © http://etehadeiranian.blogfa.com .:. Template translated by GhalebKadeh