تبليغاتX
تارنگار اتحاد ایرانیان
اتحاد ایرانیان
Home
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
آرشیو وبلاگ

وبلاگ Rss
اتحاد ایرانیان 
منو اصلی

  برگ نخست

  ايميل مدير

  آرشیو وبلاگ

  وضعيت در ياهو



نویسندگان
پرستو
اذرباد
شاهزاده ایرانی
1
ستاره
سونیا
مهدی
ساناز
اریا
سهند
پژمان
سعید شمس
سهراب
cyrus
میم-شین-ب
ایمان
یک زن ایرانی
رزگار
اردشیر
پارسا
اکبر زارعین
مریم
یک پارسی تنها
آرتمیس
آرش آریا
میلاد
بانوی زمین
پسر اهورایی

موضوعات
قوانین وبلاگ
سرفرازان ایران زمین
در وصف وطن
خیانتکاران وطن
زنان ایران زمین
شهرهای جدا شده
میراث باستانی
جشن های ایرانیان
تاریخ ایرانیان
مطالب گوناگون
شخصیت کوروش بزرگ

لینک دوستان
شقایق
زرتشت
فارسی موبایل
میهن دانلود

 


وبلاگ های دوستان
ایران ، تاجیکان
کاوه اهوازی
پاینده باد سرزمین کوروش
ایران سرزمینم
حرفهای یک دختر ایرانی
نژاد آریا
آریابد
فرزند زمین
پان ایرانیست در خوزستان
پان ایرانیست در کرمان
منم کوروش شاه شاهان
گذرگاه
بانوی زمین
آریا زمین
پاینده باد سرزمین کوروش
نژاد برتر
ایران دخت
سلطنت کهنه
ایران در من
مهر خورشید
زرین شهر
منو دانشگاهم
الهه تاریکی
دالان تاریخ
دختر کوروش
ایران بزرگ من
زپیور (نسیم ملایم
کهن دیارا
آزادی ایران عزیز
آيين زردشت
پاسارگاد 2
پاتوق آرمان
زرتشت و ایران باستان
وطن پرست
پیام آور آریایی
فرمان آریا
تبار آریایی
فرهنگ ایرانی
اندیشه برتر
فرزندی از فرزندان کوروش
جمع مستان
افسانه ایران زمین
سرزمین جاوید
شاهنامه فردوسی
حیات نامه
شهر هنر
عشق مرگ غرور

 


وبلاگهای نویسندگان
بانوی زمین(بانوی زمین)
سرزمین سرد (میلاد)
مداد سپید (آرش آریا)
دست در دست هم نهیم به مهر(آرتمیس)
یک پارسی تنها(یک پارسی تنها)
ایران جاویدان (مریم)
پادشاه روشنایی ها(پارسا)
هویت (اکبر زارعین)
فریاد یک زن (یک زن ایرانی)
سرزمین مهر-سرزمین جاویدان (میم شین ب)
syrus) Ubermensch
پایگاه شناخت تاریخ و تمدن ایران(اردشیر)
مدادهای شکسته(سعید شمس)
سهند (سهند)
سلطنت کهنه(آریا)
سرباز هخامنشی (ساناز)
آتر (رزگار)
منم کوروش (پسر اهورایی)
فریاد بزن (ایمان)
ایران پرستان (مهدی)
انجمن آریایی(سونیا)
زن ایرانی (ستاره)
تاریخ-شاهنامه-ادبیات( 1 )
ایران پایتخت جهان(شاهزاده ایرانی)
مزدشت(اذریاد)
دختر ایران زمین(پرستو)
پاسارگاد(پژمان)
خورشید ایرانی(سهراب)


مواد مخدر

امروز می خواهم از مواد مخدر بنویسم  .موادی که بسیار از مردم کشورمان گریبانگیرش هستند . موادی که جرات را از انسان میگیرد.... شهامت را خاموش میکند.... ایمان را سست میکند.....و شرف را پایمال میکند .

این خیلی بد است اینکه جوان ایرانی شهامت نداشته باشد  اینکه جوان ایرانی جرات نداشته باشد.

ای دلاور مردان و شیر زنان ایرانی

   خون کوروش در رگهایتان می جوشد

       به پا خیزید     برخیزید

                       بیدار شوید

                                 برای وطن بیدار شوید

                                              برای رستگاری بیدار شوید

                                                      به پا کنیم عظمت وطن را

                                                                       بسازیم وطن را

 :: نوشته شده توسط ایمان در تاريخ یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ::

ایران

سربازان وطن وطنم ایران ، سوگند میخوریم ... بنام خونهای گرانبهایی که بخاطر تو در دامانت ریخته شد و پرچمت را گلگون نمود .... بخاطر اشک مادران و پدران و همسران و فرزندانی هنوز در غم از دست دادن عزیزانشان لباس غم از تن در نیاورده اند .... به قلبهای اندوه بار و شکسته فرزندانت که در سراسر ایران گسترده اند .... در نام انسانهای پاکی که بخاطر ایده ها و عقایدشان در اعماق خاک سردت استخوان برهنه کرده اند ... به روان فرشته دخترانت که در شب اعدام بنام خدا از آنان هتک حرمت شد .... به یاد پسران نیکت که پرچم بیگانه بر اندامشان پوشاندند و اعدامشان نمودند .... به عظمت روح شیر زنان و مردان سلحشورت که بخاطر پاسداری از نام و عرضت جان پاک خود را فدایت نمودند .... ای مهد دلیرانم ... ای سرزمینم ... ای مادرم ... ای وطن ، انتقامت را خواهیم گرفت .... ترا از دست این دشمنان خدا ناشناس ، رها خواهیم ساخت و آبی آسمانت را ... خاک تفته ات را ... شفق سرخت را ... آبروی از دست داده ات را ... حرمت گذشته ات را ... شیرینی آب خالصت را ... عظمت روح گمگشته ات را ... مرزهای آبی و تمامیت مرزی از دست رفته ات را و نام پر فروغت پس خواهيم گرفت

 :: نوشته شده توسط ایمان در تاريخ یکشنبه دهم شهریور 1387 ::

مهم

درود بر همه شما ایرانیان
بار دیگر و بوسیله دیگر دشمنان این سرزمین نقشه هایی دارند .نقشه هایی برای خراب کردن تمدن کهن این سرزمین .
آری دوستان این بار می خواهند فروهر نماد ملی ایرانیان. که 
بر اساس فلسفه و اصول و تعلیمات زرتشت شکل گرفته است این نماد ملی و مهینی   ما ایرانیان را به تمسخر بگیرند انها در این برنامه به نام شوک که از شبکه ۳ سیما پخش خواهد شد نماد ایرانیان فروهر را با شیطان پرستان نسبت میدهند .
 از هموطنان خواهشمندیم که برای پیشگیری از این مسایل با شماره
۲۲۰۲۱۹۰۱

۲۲۰۴۱۰۵۶
مرکز اجتماعی شبکه ۳ تماس گیرند و خشم خود را بر این یاوه سرایان نشان دهند
از وبلاگ داران عزیز خواهشمندم این مطلب را در وبلاگ خود بگذارند که فرصت کم است

پاینده ایران


 

 :: نوشته شده توسط ایمان در تاريخ سه شنبه پنجم شهریور 1387 ::

سر ستون تخت جمشید


به گزارش سايت گارنا   به تازگي موجودي شبيه به عکس زير در سواحل آمريکا پيدا کردند که دانشمند ها را بسيار متعجب کرده.و آن ها هنوز پي تحقيقاتي در روي اين جانور عجيب و قريب اند.اگر کمي به اين جانور دقت کنيد ميبينيد که اين جانور شباهت زيادي به سر ستون تخت جمشيد دارد.پس ميفهميم در آن زمان در خليج هميشه فارس اين موجود زندگي ميکرده که پس از مرور زمان نسل وي منقرض شده.از دندان هاي اين موجود عجيب و قريب معلوم است که او هم ميتواند يکي از سلطان هاي بزرگ دريا باشد ولي اندازه ي او بسيار کوچک تر از نهنگ و يا کوسه است.
اين موجود به احتمال 99% در آب هاي خليج فارس هم زندگي ميکرده و حتما هم حيواني درنده و قوي بوده.زيرا هخامنشيان در سنگ تراشي هاي خود هميشه نماد قدرت را کشيده اند مثل:شير،حيوان خيالي اي که از هر موجود قوي اي برداشت کرده اند ،حال هم اين موجود البته در نظر داشته باشيد تمامي نظرات فرضي مي باشد ، ظاهرا موجو نوزاد مي باشد و يا اينکه زندگي در آب او را اينگونه نشان مي دهد
 


سر ستون تخته جمشيد - اين سرستون در زمان داريوش ساخته شده است اما به دلايلي به کار برده نشد - برخي احتمال مي دهند به خاطر ظاهر خشن آن و چنگ هاي آن از استفاده از آن خودداري شده است





و اين هم عکس موجود يافت شده - بر دست سمت نزديک به دوربين اين موجود، ميبينيم که پارچه اي بسته شده است... چشمانش باز نشان داده نشده است ، ظاهرا نوزاد بوده است .


برگرفته از سایت تاریخ ما

 :: نوشته شده توسط ایمان در تاريخ یکشنبه سوم شهریور 1387 ::

کوروش ای پدر

درود بر ایران

درود بر شاه ایران

درود بر شاه شاهان

درود بر تو ای کوروش ای بزرگ مرد ای پدر

پدر کجایی که ببینی چه بر سر سرزمین ات امده..ببینی دشمنانت چه با خاکت کردند ..ببینی چه به حال فرزندانت اوردند

کوروش ای پدر امروز عظمت و شکوه نامت هنوز بر همگان امری مهم است اما پدر کجایی که ببینی با ارامگاهت چه می کنند انها سدی در انجا ساخته اند انها می خواهند نابودش سازند اما پدر ما فرزندان تو نمی گذاریم

پدر کجایی که ببینی در ارامگاه بزرگ مرد فردوسی مردی که تاریخ ایران را زنده کرد دکل برق کاشته اند ای پدر چه بگویم هرچه بگویم شرمساری است پدر شرمسارم از اینکه نتوانستم سرزمین اهورایی ات را همانطور که تو سالم و قدرتمند نگه داشتی نگه داریم.

پدر کجایی که ببینی دریاچه ارومیه زیباترین و بی نظیرترین دریاچه را خراب کردند .

پدر کجایی که ببینی کتیبه ای که سند ایرانی مبنی بر خلیج است را شبانه خراب کردند

ای پدر بسیار سخن دارم که برایت بگویم

ای پدر این روزها در این عصر پیشرفت و فناوری برق ما ایرانیان قوم متمدن و باهوش را روزی دوبار قطع میکنند پدر میگویندکمبود اب داریم .پدر سرزمینت که از هر سمت به دریای بزرگی وصل است.

پدر من فقط امیدم به تو و فرزندان برومندت است نگاهم به سوی روزی است که کوروشی دگر برخیزید بپاخیزد بسازد وطن را بپا کند عظمت وطن را و ایران بزرگ را به شکوه و جلال خویش بازگرداند

 :: نوشته شده توسط ایمان در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ::

8 سال حماسه

امروز می خوام از برگ زرینی دگر از تاریخ کهن مان بنویسم از روزهایی که زن و مرد ... پیر و جوان ..کودک و خردسال همه و همه خروش یک ملت بزرگ را نشان دادند.

روزهایی که دلاور مردان و شیر زنان ایرانی غیرت ایرانی را نشان دشمنان خود دادند.غیرتی که نجات وطن را به ارمغان می اورد غیرتی که زندگی شرافتمندانه و سرافراز زیستن را ببار می اورد.

اری رویداد مقدسی ایست رویدادی که دوباره با نیروی کم و ایمانی استوار توانستیم به تمام دشمنان ایران زمین نشان دهیم که خون اریایی در رگهایمان می جوشد.

نشان دادیم که حاضر نیستیم حتی یک وجب از خاک کشورمان کم شود

خاکی که خونها برایش ریخته ایم

    خاکی که جنگها برایش کرده ایم

        خاکی که شناسنامه ماست 

                  نشان ماست 

                         حضور ماست 

                                 بودن ماست     و در نهایت زندگی ماست اری زندگی ماست

این رویداد را پاس می داریم این رویداد  را به یاد دلاور مردانی که برای نجات شرف و وطن خود جنگ

کردند کشته دادند اسیر دادند   پاس می داریم

وقتی به چنین وقایعی در تاریخ بر می خوریم به ایرانی بودن خود می بالم

 :: نوشته شده توسط ایمان در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ::

مذهب شیعه

کاشکی هستی زبانی داشتی                      تا ز هستان پرده بر میداشتی

ایرانیان ملتی بودند باهوش و دارای تمدن و بعد از اینکه از اعراب گجسته شکست خوردند مجبور شدند دین اسلام را به زور بپذیرند.

ایرانیان از شکست خود در مقابل قوم عرب که قومی وحشی و نادان به شمار میرفت خیلی رنج می بردند و نمیتوانستند با اعراب زندگی کنند .

بر اثر شکست خوردن ایرانیان از اعراب وجدان پاک و مقدس ملی انها بیدار شده و چاره اندیشیدندو در صدد برامدند که خود را از سلطه عرب برهانند .

ایرانیان مذهب شیعه را از این جهت بوجود اوردندکه در قبال اعراب گجسته استقلال مذهبی داشته باشند

ایرانیان بدینوسیله توانستند اعتراض کنند و قومیت خود را در قبال اعراب حفظ نمایند همچنان که حفظ کردندو عرب ملخ خور نتوانست ملیت ایرانی را در خود مستحیل نماید

 :: نوشته شده توسط ایمان در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 ::

ارش

 اری ای مردان کین! من ارشم!

تیر ازادی به چله درکشم

کوه البرز است رکاب پای من

گفت فردوسی به گیتی رای من

ان کمان در دست من بر سان شیر

پا به جا بودم به کوه اندر دلیر

برکشیدم سوی دشمن ناگهان

نام ایرانم بیامد بر زبان

تیرم از ترکش کشیدم در کمان

جان بدادم تا بماند جاودان

جان فدا کردم برای میهنم

تا بدانی در جهان ارش منم

هم چو من ارش کمانکش صد هزار

شد اگر کشته به جنگ و کارزار

پس روا باشد که ایران پا به جاست

جان هرکس از برایش خون بهاست

بعد من ارش تویی ای هموطن!

جان دهید هریک یه راهش تن به تن

تا بماند جاودانه سربلند

نام پاک و مردمانش ارجمند

 :: نوشته شده توسط ایمان در تاريخ شنبه نوزدهم مرداد 1387 ::

دردو دل

ای هموطن ای ایرانی

در مرگ یکدیگر گریه نکنید غصه نخورید  غصه برای زندگی بی ثمر بخورید گریه برای زندگی بی ثمر بکنید درد از مردن درد نیست درد از زیستن مذلت بار است درد از زیستن با خفت است  ما هرگز تن به مذلت نسپرده ایم خوار نزیسته ایم وقتی که دشمن به زندگی شاد و سادگانه ما حسد برد و به شرف ما چشم دوخت هرچند به شماره اندک بودیم و به نیرو کم با ایمانی استوار به پا خاستیم کشته دادیم اما زانو نزدیم اسیرمان گرفتند به بردگی مان فروختند قدمتمان را به اتش کشیدند و کتابخانه هایمان را سوزاندند دانشمان را ثروتمان را به غارت بردند اما نه اسیرانمان و نه برده های ما هرگز هیج کدام شرف وطن و زیستن سرافراز را از یاد نبردند ما جنگ نمیخواستیم اما ان روز که دیدیم دشمن حریص و گستاخ است گاو اهنمان را در کوره نهادیم و بر ان دمیدیم سرخش کردیم تیزش کردیمو شمشیرش کردیم ما جنگ طلب نبودیم و نیستم زیرا در 2500 سال پیش به دانش انسانی پی بردیم دانشی که هرکه از ان اگاه شود به سوی یک زندگی ایده ال میرود

ما در زندگی مستقل خود  در شهر خود در روستای خود با هم دانه می کاشتیم اواز می خواندیم بذر می افشاندیم پای می کوبیدیم شادمانه باهم می زیستیم

دشمن به وطن ما به شرف ما  چشم طمع دوخت بر ما بود که چشمانش را از کاسه سر در اوریم. توانستیم یا نه؟ خواهیم توانست یا نه؟ این کوچک است این بی اهمیت است. تن ندادن به مذلت مهم است سر فرو نیاوردن پیش دشمن مهم است تسلیم نشدن به دشمن مهم است

فکر ما نگهبان ازادی و شادی ماست ارج بدهیم گرامی اش بشمریم. بدانید که چشم پدران ما به نبروی عقل ماست 

 نگویید بابک خرمدین مرده .نگویید حسن صباح مرده .نگویید ابومسلم خراسانی مرده  روح امثال بابک در بدن ما درخواهد امیخت

به امید انکه هر ایرانی به اصالت ۲۵۰۰ ساله خویش باز گردد

 :: نوشته شده توسط ایمان در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ::

آذربايجان

كوه‌هاي‌ بلند و دشت‌هاي‌ اين‌ سرزمين‌، هزاران‌ سال‌ شاهد ايراني‌بودن‌ ما بوده‌ و خواهند بود. اين‌ خون‌ آذربايجاني‌ است‌ كه‌ از كوه‌هاي‌آذربايجان‌ تا لب‌ِ خليج‌فارس‌، سر هر سنگ‌ و روي‌ هر وجب‌ شن ‌ريخته‌ شده‌ و مليت‌ ما را به‌ خط روشن‌ و جاويدان‌ نگاشته‌ است‌. هر جاكه‌ خون‌ پاك‌ پدران‌ ما براي‌ آزادي‌ و استقلال‌ جاري‌ شده‌ است‌، آنجا وطن‌ ما بوده‌ و خواهد بود.

  باور كن‌ كه‌ ما جز راستي‌ چیزی نداشته‌ايم‌ و ‌ نخواهيم‌ ديد.‌. جز تخم‌ دوستي‌ نيفشانده‌ايم‌ و جز ثمر آن‌ نخواهيم‌ درويد. بهتر است، ‌آن‌ گندم‌ نمايان‌ جوفروش‌، به‌ فكر خود باشند.

موضوع‌ مليت‌ آذربايجاني‌ مساله‌اي‌ است‌ كه‌ تاكنون‌ تاريخ‌ آذربايجان،‌ بارها پاسخ‌ آن‌ را داده‌ است‌. اگر هنوز تو را در مليت‌ِ آذربايجاني‌ و ايراني‌ بودن‌ آذربايجان‌ ترديدي‌ است، پس‌ بگذار تا آن ‌كسي‌ كه‌ در دامان‌ آذربايجان‌ پرورش‌ يافته‌ است‌، با تو سخن‌ گويد. ایمان ‌ پسر آذربايجان‌، جواب‌ خيره‌ سري‌ و ياوه‌ سرايي‌ تو را بدهد. زيرا من‌ آنم‌ كه‌ خود دانم‌. گوش‌ كن‌ تا نداي‌ قلبي‌ يك‌ آذربايجاني‌ حقيقي‌ را بشنوي‌! بسيار متاسفم‌ كه‌ زبان‌ مادري‌ من‌، زبان‌ شيرين‌ فارسي‌ نبود. ليكن‌ باور كن‌ من‌ زبان‌ فردوسي‌، سعدي‌ و حافظ را بهتر از زبان‌ مادري‌خود ميفهمم‌ و آن‌ لذتي‌ را كه‌ من‌ از شنيدن‌ يك‌ بيت‌ آن‌ها ، مي‌ برم‌، با جهاني‌ عوض‌ نتوانم‌ كرد و جز به‌ فارسي‌ كسي‌ با روح‌ من‌، با قلب‌ من، ‌حرف‌ نزده‌ است‌ .

دوست من‌! جايي‌ كه‌ نغمه‌هاي‌ جانگداز صائب‌ بلند شد، سرزميني‌ كه‌ آن‌ جذبه‌ي‌ جانسوز‌ شمس‌ در آن‌ قدرت‌نمايي‌ كرد، خاكي‌ كه‌ به‌ نظامي‌ آن‌ زبان‌ شيرين‌ و آن‌ عشق‌ آتشين‌ را بخشيد، جز ايران‌ نتواند بود .

دوست من! ما يكپارچه‌ ذوقيم‌، يك‌ دنيا شوقيم‌، سرتاپا شوريم‌،. باور كن‌ كه‌ جز ايراني‌ نتوانيم‌ بود! باور كن‌ كه‌ از تُرك‌ يا يك‌ ملت‌ ديگر نتوانيم‌ بود . فقط من‌ مي‌توانم‌ بگويم‌ كه‌ از چه‌ ملتي‌ هستيم‌ زيرا فقط من‌ از دل‌ خود خبر دارم ‌! به‌ همين‌ خون‌ ايراني‌ كه‌ در رگ‌ و شريان‌ من‌ جاري‌ است‌ قسم‌ كه‌ آني‌ در ايراني‌ بودن‌ خود، شك‌ نكرده‌ام‌ و حرف‌هايي‌ را كه‌ ديوانگاني‌ چون‌ ترکان گاه‌ و بي‌گاه‌ گفته‌اند، جز شوخي‌ نينگاشته‌ام‌ و جز شفاي‌عاجل‌ براي‌ آن‌ها از خداوند نخواسته‌ام‌.صفحات‌ زرين‌ و پرافتخار تمدن‌ ما ، بهتر و بلندتر از هزاران‌ سال قبل ايراني‌ بودن‌ ما را فرياد ميزنند و زمزمه‌هاي‌ اين‌ سوسك‌هاي‌ دربدر در مقابل‌ اين‌ نعره‌، جز خاموشي‌ چاره‌اي ندارد .

دوست  من‌! زبان‌ تاريخ‌ شيواتر از سفسطه‌ و مغلطه‌ است‌ و تيغ‌ حقايق‌ آن‌، زبان‌ زبانداران‌ را مي‌برد .

دوست  من‌! اگر چشم‌ حقيقت‌ بين‌ داری مي بيني‌ كه‌ احساسات‌ تندو تيز و سوزان‌ آذربايجاني‌ِ امروز، نشانه‌ همان‌ آتش‌ مقدس‌ زرتشت‌ است‌ .

دوست  من‌! هنوز آثار تمدن‌ ايراني‌، دين‌ زرتشتي‌ و زبان‌ آذري‌ در آذربايجان‌ زنده‌ است‌. روزي‌ كه‌ اين‌ آتش‌ مقدس‌ در دل‌ ما افسرد، آن‌ روز هر كس‌ تواند آذربايجان‌ را بربايد. زيرا ما به‌ سنگ‌ و گياه‌ و خانه‌ و لانه، ‌ارزشي‌ قايل‌ نيستيم‌. براي‌ ما هر چه‌ هست‌ و نيست‌، همان‌ آتشي‌ است‌كه‌ در دل‌ ماست‌.

مردم‌ سرزميني‌ كه‌ در جنگ‌ گذشته‌، مليتشان‌ را نشان‌ داده‌اند. رادمرداني‌ كه‌ پس‌ از جنگ‌ها و نبردها، سر تسليم‌ فرود نياوردند و از تهديد نترسيدند و به‌ تطميع‌ رام‌ نشدند و همين‌ كه‌ از زنجير، رهايي‌ يافتند باز خود را به آغوش‌ وطن‌ خود انداختند.  .

دوست من‌! خيال‌ نكني‌ رنج‌هايي‌ كه‌ ما بطور مداوم‌ از حكومتهای‌ استبدادي‌ برديم‌ و حرف‌هاي‌ زشتي‌ كه‌ از دهن‌ مامورين‌ شنيديم‌، ذره‌اي‌ در احساسات‌ ما نسبت‌ به‌ وطن‌ خودمان ‌ايران،‌ تغييري‌ داد. هرگز، ما همانيم‌ كه‌ بوديم‌ و همان‌ خواهيم بود .امروز ما آذربايجاني‌ها، نه‌ فقط خود را جزيي‌ از ايران‌ مي‌دانيم‌ بلكه ‌ وجودمان از ایران است.

 امروز نيز ما، بهتر مي‌پسنديم‌ كه‌ در زندان‌هاي‌ آزادي‌ كش‌ ايران‌جان‌ دهيم‌ تا اين‌ كه‌ قدم‌ به گلزار ديگران‌ گذاريم‌ و بوسه‌ بر خاک این وطن‌، براي‌ ما هزاران‌ بار شيرين‌تر و گواراتر از زیر پرچم رفتن بيگانگان‌ است‌ !

دوست من ‌! براي‌ ما، چيزي گرامي‌تر از اين‌ يك‌ مشت‌ خاك‌ نيست‌ و مامعتقديم‌ كه‌ دو چيز مرد هرگز تغيير نميكند : مليتش‌ و آيين‌اش‌ .

 دوست  من‌! به‌ فرض‌ محال‌ اگر روزي‌ آذربايجان‌ از ايران‌ بريده‌ شود، هرگز آذربايجاني‌ از ايراني‌ جدا نخواهد شد و در چنين‌ روزي‌، فقط يك‌ آذربايجان‌ خشك‌ و خالي‌ و سوزان‌ خواهد ماند كه‌ بر سر خرابه‌ها و ويرانه‌هاي‌ آن‌، تنها جغدها به‌ عظمت‌ روح‌ و شهامت‌ جوانان‌ آن‌ سرزمين‌ نوحه‌سرايي‌ خواهند كرد

روی سخن من یا ترکان است و ای ا می گویم که این فکر خام ر از سرشان یبرون کند مردم اذری زبان اذربایجان هیچ وقت ترک نبوده و نخواهد شد

 :: نوشته شده توسط ایمان در تاريخ یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ::

بابک خرمدین

قلمرو عباسیان وسعتی داشت که وقتی افتاب در کرانه غربی ان غروب می کرد در کرانه شرقیش سپیده می دمید.

در این پهنه پهناور قومهای گوناگون و بی شماری زندگی می کردند که غالبا از ستم ها و ظلم های دستگاه خلافت عباسی به ستوه در امده بودند.

در این میان قیام ریشه دار خرمیان اذربایجان بود که تنها از ان روز که پرچم نهضت به بابک سپرده شد بیست و دوسال طول کشید بیست و دو سال ایستادن در برابر هجوم دشمنان بیست و دو سال نبرد با نیروهای هارون و مامون معتصم. عمق قیام و ایمان و اراده استوار ایرانیان را میرساند.

 بابک رهبری جنگی را به عده گرفت جنگی که بیست و دو سال طول کشید بر دوش او رسالتی بود رسالتی که بر گردن اغلب قهرمانان ملی ماست رسالتی که ایران را تا کنون سر افراز نگه داشته است.

افشین سردار معتصم توانست پس از بیست و دو سال بابک را دستگیر کند و به زنجیر ببندد.و نزد معتصم ببردتا پاداش خود را از او بگیرد.

بابک را جلوی معتصم گذاشتند. معتصم ملعون دستور داد اول دستانش را قطع کنند.خون فواره زد بابک خم به ابرو نیاورد. او خم شد و تمام صورتش را با خون گرمش که روی دستش بود گلگون کرد.

چه معنی داشت این حرکت.

معتصم گجسته زهرخندی زد و پرسید چرا صورت خود را به خون اغشته کردی؟

چه بزرگ بود مرد     چه حقیر بود مرگ       چه حقیرتر بود دشمن .

پیش دشمن حقیر مرد بزرگ بزرگتر میشود.

بابک رو به معتصم کرد و گفت:

_در مقابل دشمن نامرد مردانه باید مرد.

اندیشیدم که از بریده شدن دستانم خون از تنم خواهد رفت رنگ چهره زرد می شود.

مبادا دشمن چنان گمان کند که پریدگی رنگ صورتم از ترس است.

خلق من نمیپسندد که بابک در برابر گله روباهان ترسی به دل راه دهد.

و سپس جلاد سر از تنش جدا کرد

اری بایک خرمدین درس یزرگی به ما داد درس ایستادگی درس مقاومت درس شجاعت درس مبارزه درس اخلاق.

براستی که بابک خرمدین یک قهرمان است یک قهرمان ایرانی

 :: نوشته شده توسط ایمان در تاريخ جمعه یازدهم مرداد 1387 ::

مطالب قبلي

شناخت تمدن
نیلوفر آبی نماد ایران باستان
ارزیابی هنر ساسانی
مدرسه ی چهارباغ ؛ نگین فراموش شده
پارتیان پایه گذار ایرانی نو
دیوار چین
سوشیانت؛موعود اندیشه و خرد
به یاد جوانان دیار آریایی
ای کوروش ؛ ای بزرگ مرد
احمد کسروی
دور باد.......
هشت سال دفاع مقدس و وارثان فریبکار و خیانتکار آن.
آرامگاه کوروش در چنگال بازسازی ناشیانه
جشن مهرگان
اشا تا عشق
شناس نامه داریوش
جشن مهرگان
تدوين هوشمندانه پاره متن هاي اوليه يا تصادف؟همخواني تاريخي شاهنامه(2)
کجاست فریاد های بابک خرم؟
جشن شهریورگان

منو مديريت

      

  پیغام نویسندگان :

سوگند ياد ميكنيم كه بزرگي و سربلندي اين سرزمين را بعنوان وديعه اي مقدس كه گذشتگان ما به ما سپرده اند با اراده اي پولادين حفظ خواهيم كرد،و اين كشور را سربلندتر و پيروزتر از هميشه به آيندگان خويش خواهيم سپرد


جستجو



آرشيو
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387

 

لوگوی وبلاگ

 وبلاگ اتحاد ایرانیان: http://etehadeiranian.blogfa.com






لوگوی دوستان

pecup.com

وبلاگ سیاسی فرهنگی حیات خلوت : www.hayatkhalvat2008.blogfa.com


خانه‌یِ زبانِ پارسی سره


جديدترين داستانه و عکسهاي تاريخي
بانوی وبلاگی
سرزمین سبز پارسی


ایران شکوه از یاد رفته




آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :

 

All Rights Reserved 2006 © http://etehadeiranian.blogfa.com .:. Template translated by GhalebKadeh